کد خبر: ۳۴۲۵۷۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۵ - ۲۷ فروردين ۱۴۰۳ - 2024April 15
نرخ خام فوت کل کشور در سال ۱۴۰۲ برابر با ۵.۳ در هزار نفر جمعیت بوده است که استان گیلان با نرخ ۷.۴ در هزار نفر جمعیت بیشترین نرخ فوت و استان کهگیلویه و بویر احمد با نرخ ۳.۹ در هزار نفر جمعیت کمترین نرخ فوت را در بین استان‌ها داشته‌اند
شفاآنلاین>جامعه>سال ۱۴۰۱ بود که رئیس سازمان نظام پزشکی کشور اعلام کرد که «شاخص امید به زندگی ما از نُرم دنیا بالاتر آمده است و در حال حاضر شاخص امید به زندگی کشور میانگین حدود ۷۲، ۷۴ و ۷۶ سال است.» در آن زمان جامعه شناسان و کارشناسان به این عددها واکنش نشان دادند. اما آمار دیروز ثبت احوال نشان از یک وضعیت دیگری داشت و این آمار که براساس میزان سن ثبت شده در مرگ و میرهای استانی به دست آمده نشان می دهد میانگین سن مرگ و میر در کشور ۶۶.۲ سال است.
به گزارش شفاآنلاین:همچنین بر اساس گزارش‌های آماری مرکز رصد جمعیت کشور سازمان ثبت احوال میزان نرخ خام فوت کل کشور در سال ۱۴۰۲ برابر با ۵.۳ در هزار نفر جمعیت بوده است که استان گیلان با نرخ ۷.۴ در هزار نفر جمعیت بیشترین نرخ فوت و استان کهگیلویه و بویر احمد با نرخ ۳.۹ در هزار نفر جمعیت کمترین نرخ فوت را در بین استان‌ها داشته‌اند. اما موضوع جالب در آماری که سازمان ثبت احوال ارائه داده است تفاوت مرگ و میر در استان های کشور است و براین اساس در بین استان‌ها بالاترین میانگین سن مربوط به استان گیلان با ۷۱.۳ سال و کمترین مربوط به استان سیستان و بلوچستان با ۵۰.۷ سال است، امری که می تواند قابل تامل باشد که به اندازه حدود ۲۰ سال زندگی است.

توسعه نیافتگی، دلیل اصلی!

در این میان سوالی که وجود دارد این است که تفاوتی که در میانگین سن مرگ و میر میان استان های کشور وجود دارد گویای چه نوع مسائلی است؟ امکانات سلامت، زمینه های اجتماعی، اقتصادی ائم از حوزه های آغاز به کار در سنین مختلف، امید به زندگی، فرسودگی جسمانی و روحی، استرس و… در این متغیرهای آماری چگونه تعریف می شوند؟ برای بررسی بیشتر این موضوع به سراغ اردشیر گراوند، جامعه شناس رفتیم و او متغیر سن مرگ و میر در استان های ایران را ناشی از دو عامل اجتماعی و اقتصادی می داند و به «آرمان امروز» می گوید: ما با آماری مواجه هستیم که با توجه به نظام اجتماعی و اقتصادی کشورمان، خود سخن می گوید و اگر آمار شهرها و استان های دیگر نیز ارائه می شد، به این نتیجه می رسیدیم که هرچه میزان توسعه یافتگی در جوامع بیشتر باشد، به همان اندازه میزان امید به زندگی و میزان عُمر مردم آن مناطق نیز بیشتر است. طبق آمارهای ارائه شده امید به زندگی در ایران حدود ۷۲ سال است و هر بچه ای که امروز در ایران به دنیا می آید، این امید وجود دارد که به طور میانگین ۷۲ تا ۷۳ سال زندگی کند، تعدادی از آنها ۹۰ سال زندگی می کنند و برخی از آنها در سنین نوجوانی و جوانی می میرند. در استانی مانند گیلان، میزان توسعه یافتگی بیشتر از استان های مرزی غرب، شرق و جنوب کشور است و طبیعی است که مرگ و میرها در سنین بالاتری رخ می دهد. البته ناگفته نماند که توسعه یافتگی شاخص های مختلف از جمله درآمد سرانه، برابری قدرت خرید، شاخص درآمد پایدار، توسعه انسانی، حضور فعال زنان در عرصه اجتماعی و شامل موضوعاتی نظیر فرسودگی جسمانی، روحی، نظام سلامت و بهداشت، زیرساخت ها و… می شود و به تبع در مناطقی که بیشتر از این شاخص ها بهره می گیرند، امید به زندگی هم بالاتر می رود و در استان های توسعه نیافته میزان سن مرگ و میر کاهش می یابد.

جوانان با ریسک کارهای پرخطر

این جامعه شناس باور دارد که موضوع دیگری که در راستای توسعه یافتگی، اما موضوع فرعی محسوب می شود و باعث جوانانه شدن مرگ و میر به حساب می آید، بحث جوانی جمعیت است و در ادامه گفته هایش می افزاید: اگر ما سالانه محاسبه ای داشته باشیم استان هایی که جمعیت جوان بیشتری دارند و جوانان تمایل به کارهای پرخطر و با ریسک بالا دارند، به نسبت، با آمار مرگ و میر بیشتر جوانان هم روبه رو هستیم که در تغییر سن مرگ و میر مناطق مختلف کشور نیز تاثیر گذار است. استان گیلان، پیرترین استان کشور محسوب می شود و جمعیت سالمند بیشتری دارد، در حالی که استان سیستان و بلوچستان یکی از جوانترین استان های کشور به حساب می آید که کمترین میانگین سنی پدران در تولد اولین فرزند نیز مربوط به این استان با سن ۲۷ سال است. در این شرایط آمار مرگ و میر بر اثر تصادف جاده ای، نزاع های دسته جمعی، خودکشی، سکته قلبی، اعتیاد و… نیز در میان جوانان افزایش بیشتری دارد که این اتفاق ها نیز به همان موضوع توسعه نیافتگی مرتبط است که آسیب های اجتماعی یکی از دلایل توسطه نیافتگی به حساب می آید.

گراوند در پایان صحبت هایش می افزاید: این وظیفه دولت هاست که نظام اجتماعی وسبک زندگی مردم را با عنصر توسعه یافتگی تغییر بدهند. ایجاد توسعه و پیشرفت فقط با مداخله حکومت ها مقدور است. متاسفانه ما شاهد این موضوع هستیم که از سال ۱۳۸۸ تا به امروز، الگوهای مرگ و میرها در ایران عوض شده است. قبل از سال ۸۸، فقط ۳۵ تا ۳۶ درصد مرگ و میرهایمان به وسیله بیماری های قلبی و عروقی بود، اما متاسفانه امروز این آمار به بیش از ۵۰ درصد رسیده که ناشی از استرس و فشارهای اقتصادی و تغییر سبک تغذیه است. جوانی که از صبح تا شب کار می کند، اما درآمد ماهیانه او کفاف یک هفته سفره خانواده اش را نمی دهد، با کوهی از استرس و ناامیدی روبه رو خواهد شد و ضریب سکته قلبی در میان آنها افزایش می یابد و سکته در سنین جوانی و کمتر از ۵۰ سال بسیار خطرناک و کشنده تر است./آرمان ملی

نظرشما
نام:
ایمیل:
* نظر: